شناخت نوع بافت، سنجش کمي سطوح پر و خالي، کاوش پيرامون کيفيت همجواري توده و فضا و شناسائي نظام شکلي- فضايي براي انتظام فضاهاي پر و خالي ضروري است. از لحاظ كالبدي، مركز شهر تهران دربرگیرنده انواع فعاليتهاي خدماتي در مقياس عملکردی شهري و فراشهری با تراكم زياد است كه در عین حال مجموعه ای گسترده از خيابانها و ميدانهاي شهر تهران را نیز در برگرفته است. این محدوده از نظر عملكردي، بیانگر نظام اصلی فعاليتها در تهران است و هم از لحاظ فضايي و عناصر بصری واجد ارزش، در کلیت نظام شهری، مركزيت شهر را القا ميكنند که در عین حال بر مرکزیت جغرافیایی تهران نیز منطبق شده است. انواع بافتهايي كه ميتوان در شهر تهران تشخيص داد، عبارتند از: بافت تاريخي و ارزشمند مرکزی شهر، بافت میانی و نسبتاً نوساز شهری، بافت نوساز حاشیه غربی و شمالی شهر، بافت فرسوده شهر (با انطباق بر بافت ریزدانه، نفوذناپذير و نامقاوم)، بافتهاي روستائي ادغام شده در شهر، بافتهاي روستايي نسبتاً مجزا .
بر اين اساس، بخش مركزي (یا حصار ناصري) بيشترين گستره بافت تاريخي تهران را با مجموعه ای از عناصر تاریخی واجد ارزش به خود اختصاص داده است. پيرامون بافت ارزش مند مركزي شهر، بالغ بر 83 درصد از بافت فرسوده شهر تهران قرار دارد. گرايش مكاني بافت فرسوده بيشتر به سمت مناطق جنوب شرقي و جنوب غربي شهر يعني مناطق 15،16و 17 است. در نيمه شمالي بلافصل (بالاتر از محور انقلاب) تنها محدوده هاي نسبتاً كوچكي از شهر، از شاخصه بافت هاي فرسوده برخوردار هستند به گونه اي كه در منطقه 4 اين ميزان به حدود 7 هكتار و در منطقه 6  به حدود 5 هکتار بالغ مي شود. این امر نشان دهنده نوسازتر شدن حاشیه های بیرونی شهر تهران به نسبت نواحی داخلی شهر است.

  گونه بافت قديمي، مياني و نوساز:

بدون در دسترس داشتن داده هاي كافي نمي توان گونه شناسي دقيقي از پهنه هاي مختلف سكونت در شهر تهران ارائه داد؛ با اين همه در يك برداشت عمومي بر پايه روند تطور تاريخي و بر اساس داده های اخذ شده در خصوص پروانه های ساختمانی صادرشده طی چند دهه اخیر و همچنین سهم مناطق از تولید مسکن در شهر تهران، می توان به طور نسبی گستره عمومی گونه های قدیمی، میانی و نوساز شهر تهران را تفکیک نمود. هسته تاريخي تهران را محدوده بلامنازع قديمي و تاريخي شهر تهران می توان برشمرد كه در ابتدا هويت مكاني تهران در آن تجلي پيدا كرده است. وجود حصار ناصری، در کنار ده ها اثر تاریخی و
پدیده های سیاسی- تاریخی در این محدوده بیانگر هسته قدیمی تهران است. کارکرد اولیه این محدوده عموماً بر عناصر سیاسی- فرهنگی استوار بوده است که بتدریج کارکرد اقتصادی هم به آن افزوده گشته است. بتدریج پيرامون اين مركز تاریخی، قطاع هاي ديگر و هسته هاي مجزاي سكونت- فعاليت شكل گرفته اند تا در نهايت با اتصال بافت قديمي و مياني به يكديگر، اندام هاي كالبدي تهران گسترده تر شود. برداشته شدن دروازه های اولیه شهر و پرشدن خندق شهر اتصال فضاهای میانی شهر به هسته تاریخی را ممکن ساخته و شهر تهران لایه جدیدی را پیرامون خود تنیده است. رشد شهر در یک صد سال اخیر به ویژه در اوائل قرن حاضر، در این محدوده صورت پذیرفته است. به موازات اين امر، نوسازي هاي جديد شهري، در ميانه بافت قديم و به ويژه در درون و حاشيه بافت مياني، شكل جديد نوسازي شهر تهران را عمدتاً بر پایه توسعه های دولتی پايه گذاري كرده است. در نیمه دوم قرن حاضر (50 سال اخیر) به دلیل تغییر در ماهیت رشد و توسعه شهر تهران، گسترش های نوینی در مناطق بیرونی شهر صورت گرفت. شهرک سازی های جدید نظیر شهرک اکباتان نمونه بارزی از این گرایشات در نیم قرن اخیر است که شکل و ماهیت توسعه کالبدی و سکونتی آن (و به ویژه گروه های ساکن) کاملاً با حوزه قدیمی و میانی شهر تهران قابل تفکیک است.
 بر پايه اين دگرگوني و بازيابي هويت تاريخي و با تکیه بر آمار تولید مسکن در مناطق مختلف شهر تهران، مي توان گونه هاي مختلف بافت شهري تهران را به تفكيك مناطق و به شرح زير بيان نمود:
 - بافت قديم: که در محدوده تهران ناصري تعريف و تعیین شده است و محدوده تاريخي تهران طهماسبي را نيز دربرمی گیرد. محدوده تهران قديم، بيشترين بناهاي ارزش مند شهر را در خود جای داده و هويت تاريخي شهر به شمار مي آيد. از سوي ديگر، تهران تاريخي (طهماسبي) هسته اصلي شهر تهران است که محلات آن عبارتند از: سنگلج، بازار، عودلاجان، امامزاده يحيي و چاله ميدان. منطقه تهران قديم تقريباً بر باروي تهران ناصري منطبق است و بسياري از ساختمان هاي مهم دوره پهلوی اول نيز در همين محدوده قرار گرفته اند و برخي از مناطق آن نظیر محدوده باغ ملي به خوبي حفاظت نيز شده اند. در این محدوده، خيابان هاي پيوند دهنده ای وجود دارد که در حال حاضر نقش عملکردي عمده اي در سازمان فضايي شهر تهران بر عهده دارند و بيشتر به شکل شعاعي، در درون و بيرون هسته تاريخي و پهنه مرکزي شکل گرفته و بدنه شهر قديم (تهران ناصري و تهران طهماسبي به مرکزيت بازارتهران) را به فضاها و بافت هاي میانی و نوين شهري متصل مي کنند. مهمترين اين خيابان هاي پيونددهنده که به مثابه شريان هاي حياتي شهر، نقش با اهميتي در سازمان فضايي شهر دارند، عبارتند از: خيابان وليعصر، خيابان شريعتي، خيابان کارگر، خيابان پيروزي، خيابان رسالت (شرقي)، خيابان فاطمي، خيابان کريمخان زند، بلوار کشاورز، خيابان شهيد بهشتي، خيابان شهيد مطهري، بلوار ميرداماد، خيابان پاسداران، خيابان ستارخان.

^ ادامــــــــــــــه‌ي توضيحات از بالاي صفحه ^

    

- بافت میانی: این بافت حد فاصل توسعه جدید شهر تهران و هسته قدیمی و تاریخی شهر (به ویژه در نیم قرن اخیر) محسوب می شود. رشد بافت های سکونتی، خدماتی، فرهنگی- تفریحی و بهداشتی در این محدوده، زمینه توسعه فضاهای جدید و نوین تهران را در دهه های بعد مهیا ساخت. محلات شمالی نظیر یوسف آباد، امیرآباد، گیشا، ستارخان در شمال و غرب و نارمک و امام حسین در شرق، نمونه های عیان از این رشد محسوب می شوند. از نظر سیمای کالبدی، این رشد چه از نظر سیما و منظر و الگوی ساخت و چه از نظر گروه های ساکن، تفاوت قابل ملاحظه ای با بافت قدیمی تهران دارد. الگوی شبکه بندی منظم و نسبتاً عریض، نوع مصالح متفاوت ساخت، تعداد طبقات و الگوی از پیش برنامه ریزی شده در این محدوده، کاملاً بارز و قابل مشاهده است. به رغم توسعه چند دهه اخیر، هنوز بخش عمده ای از عناصر خدماتی شهر در این حوزه قرار دارد؛ هر چند که بار سکونتی آن به نفع کارکردهای خدماتی و عمومی کاهش پیدا کرده است.

- بافت نوساز: بافت نوساز تهران، اگر چه به استناد آمار و ارقام تولید مسکن طی دهه های اخیر، از تنوع نسبی در مناطق مختلف شهر برخوردار بوده لیکن بی هیچ تردیدی می توان عرصه های شمال غربی، شرق، جنوب غربی و جنوب شرقی تهران را مهمترین عرصه های تأثیرپذیر توسعه شهر به حساب آورد. همان گونه که از اطلاعات مربوط به پروانه های ساختمانی صادر شده (89-1385) نیز استنباط می شود، مناطق 2 و 5 در شمال غرب و منطقه 8 و4 در شمال شرق و منطقه 18 در جنوب غربی و منطقه 14 و 15 در جنوب شرقی به نسبت سایر مناطق شهر، از میزان کل ساخت وسازهای تهران بیشترین میزان سهم بری را داشته اند. نقشه های مربوط به ساخت وساز (صدور پروانه های ساختمانی) نیز نشان دهنده تغییرات در این زمینه هستند. نقشه مربوط به صدور پروانه های ساختمانی در سال های 78- 1374، روندی اولیه را در مناطق 4،5 و 15 و به دنبال آن مناطق 2،13 و14 نشان می دهد. مطابق این آمار مناطق 6،17 و21 واجد کمترین درصد صدور پروانه بوده اند که به دلایل مختلف می توان آن را تحلیل کرد.
به نظر می رسد منطقه 6 با انباشت ظرفیت توسعه و فقدان فضاهای قابل توسعه جدید روبرو بوده در حالی که منطقه 17 فاقد ارزش های لازم برای ساخت وساز جدید بوده است. این روند در سال های 89-1378 همچنان به نفع مناطق بیرونی تهران و از جمله منطقه 4 و 5 ادامه داشته است. شاید بتوان جذابیت های جدید خدماتی و شبکه مناسب دسترسی به همراه وجود زمین های قابل توسعه را از مهمترین عوامل توسعه این مناطق به شمار آورد. از نظر میزان سهم بری از پروانه های ساختمانی، مناطق 2،10،13،14،15و18در رتبه بعدی قرار دارند که جز منطقه 10 بقیه مناطق در حاشیه بیرونی تهران قرار دارند. جدای از ارزش های مکانی به نظر می رسد منطقه 2 به واسطه امکان توسعه های بلندمرتبه ،جزو مناطق متمایز تهران به شمار برود.
در یک تحلیل کلی، هر چند می توان محدوده های متمایزی نظیر منطقه 2،5،22،15و یا 18را از سایر مناطق نیمه قدیمی - نیمه جدید تهران همچون منطقه 6 ،10،11و یا منطقه کاملاً تاریخی تهران (منطقه 12) متمایز دانست لیکن در حال حاضر اختلاط گسترده ای در گونه شناسی بافت های شهری در اکثر قریب به اتفاق شهر تهران وجود دارد.


اولين  قبلي  [1]  2  بعدي  آخرين   صفحه 1 از 2



شكل 4-8.  برج مسكوني در شمال تهران
1387

پروانه‌هاي ساختماني صادر شده
(79-1374)

براي ديدن جزئيات نقشه كليك كنيد
پروانه‌هاي ساختماني صادر شده
(89-1378)

براي ديدن جزئيات نقشه كليك كنيد
 پروانه‌هاي ساختماني صادر شده
(85-1380)

براي ديدن جزئيات نقشه كليك كنيد
پروانه‌هاي ساختماني صادر شده
(89-1385)

 براي ديدن جزئيات نقشه كليك كنيد
 پروانه‌هاي بالاي 10 طبقه صادر شده
(80-1379)

براي ديدن جزئيات نقشه كليك كنيد
پروانه‌هاي تخريب و نوسازي صادر شده
(80-1379)

 براي ديدن جزئيات نقشه كليك كنيد

گونه‌شناسي بافت شهري (1385) 

براي ديدن جزئيات نقشه كليك كنيد

موضوعات مرتبط:
حق انتشار اطلاعات براى شهردارى تهران محفوظ است 1393 - 1385
Copyright (c) 2014 اطلس تهران     Terms Of Use    Privacy Statement